واج

واج[۱][۲] (phoneme) در زبانشناسی کوچکترین واحد صوتی است که میتواند دو واژه را از هم متمایز کند.
برای نمونه در فارسی، واژههای «مار» (/mɑr/) و «کار» (/kɑr/) فقط در یک صدا فرق دارند: /m/ و /k/. همین تفاوت کافی است که معنای آنها کاملاً تغییر کند. چنین واژههایی را که تنها در یک صدا با هم فرق دارند، جفت حداقلی مینامند. اگر در یک زبان دو صدایی که به نظر ما متفاوتاند (مثلاً [ق] و [غ]) باعث تفاوت در معنی نشوند، آن زبان آنها را دو گونه از یک واج به حساب میآورد.
بنابراین، واج کوچکترین جزء صدا در گفتار است که اگر عوض شود، معنی واژه هم عوض میشود. با کنار هم قرار گرفتن واجها، تکواژها ساخته میشوند و تکواژها هم در کنار هم واژه را میسازند.
برای نمونه اگر واژهٔ «کتابها» را بررسی کنیم:
این واژه از چند واج ساخته شده: /k/, /e/, /t/, /ɒː/, /b/, /h/, /ɒː/.
از ترکیب این واجها، دو تکواژ بهدست آمده است: «کتاب» (تکواژ پایه) + «ها» (تکواژ جمع).
این تکواژها در کنار هم یک واژه کامل میسازند: «کتابها».
پس در این مثال میبینیم که واج کوچکترین جزء صوتی است، تکواژ کوچکترین جزء معنایی است، و واژه ترکیبی از تکواژهاست که معنای مستقل دارد.
کار اصلی واج این است که صداهای گفتار را از هم جدا کند و باعث تفاوت در معنی آنها بشود. در نهایت، وقتی این صداها (واحدهای صوتی) با معنیها ترکیب میشوند، چیزی که ما آن را زبان و وسیلهٔ ارتباط مینامیم شکل میگیرد.[۳]
بر توصیف زبان.شناختی، واج به هر مجموعهای از صداهای گفتاری گفته میشود که گویشوران یک زبان آنها را یک «صدای پایه» واحد به شمار میآورند؛ یعنی کوچکترین واحد آوایی ممکن که میتواند یک واژه را از واژهٔ دیگر متمایز کند.[۴] همهٔ زبانها دارای واج هستند (یا در زبان اشاره معادل فضایی ـ حرکتی آن را دارند) و همهٔ زبانهای گفتاری هم واجهای همخوان و هم واکه دارند. واجها در واجشناسی بررسی میشوند؛ شاخهای از زبانشناسی که زبان، نوشتار، گفتار و موضوعات وابسته را دربر میگیرد.
در نوشتار، معمولاً واجها را با نشانهای (نویسهای) میان دو خط مایل رو به جلو / / نشان میدهند. مثلاً /k/ نمایانگر واجی است که در آغاز واژهٔ انگلیسی cat به کار میرود (در برابر /b/ در bat).
تفاوتِ واج با حرف
[ویرایش]باید توجه شود که واج با حرف (نویسه) متفاوت است. حرف صورت مکتوب واج است و واج صورت ملفوظ حرف. علاوه بر این رابطهٔ این دو لزوماً یکبهیک نیست. ممکن است بعضی واجها صورت مکتوب نداشته باشند. مثلاً برای مصوتهای کوتاه در خط فارسی حرف جداگانهای وجود ندارد، اگرچه میتوان واجهای ـَـِـُ را در خط به کمک نشانههایی مشخص کرد. از طرف دیگر در فارسی تنها یک واج با صدای «ت» وجود میدارد در حالی که در الفبای فارسی دو حرف ت و ط یکسان (به صورت ت) تلفظ میشوند. از همین روست که تنها با تکیه بر صورت ملفوظ کلمه و بیتوجه به زمینهٔ سخن دو کلمهٔ «حیات» و «حیاط» را باز نمیتوان دانست؛ ولی در زبان عربی ت و ط نشانهٔ دو واج متفاوتاند از این روست که عربیگویان «حیاط» و «حیات» را متفاوت تلفظ میکنند. و نیز در مورد واجهای /س/ و /ص/ و /ث/ در فارسی یک واج تلقی میشوند.
بنابراین در فارسی:
۱. چند حرف برای یک واج
«ث»، «س»، «ص» ← همگی واج /s/ را نشان میدهند.
«ز»، «ذ»، «ض»، «ظ» ← همگی واج /z/ را نشان میدهند.
«ت»، «ط» ← هر دو واج /t/.
«ح»، «ه» ← در پایان و وسط واژه معمولاً همان واج /h/ را دارند.
«ق»، «غ» ← در فارسی معیار واج /ɣ/ یا /ɢ/ (غین) میدهند و تفاوت ندارند.
۲. یک حرف برای چند واج
«و» ← بسته به جایگاه: /v/ («ورود») /u/ («نور») /o/ («خوب»)
«ی» ← بسته به جایگاه: /y/ همخوان («یار») /i/ واکه («بی» یا «تیم»)
۳. حروفی که در خط هستند ولی واج مستقل ندارند
«ع» ← در فارسی معیار معمولاً واج مستقل ندارد (در گفتار حذف یا فقط نشانگر واکه است: «علی» ← /æli/).
«ء» (همزه) ← خودش واج جداگانه در فارسی معیار نیست، بیشتر برای نشانهگذاری نوشتاری است («مسئول»).
۴. تناظر تقریباً یکبهیک
باقی حروف مثل «ب»، «پ»، «ک»، «گ»، «چ»، «ژ»، «ش» و … تقریباً هرکدام یک واج خاص دارند.
واجگونهها
[ویرایش]واج در زبان یعنی یک «صوت اصلی» که میتواند چند شکل شنیداری داشته باشد. این شکلهای شنیداری را «واجگونه» مینامیم. برای نمونه صدای /k/ در واژهٔ «کودک» و در واژهٔ «کتاب» کمی فرق دارد، اما چون معنی واژه عوض نمیشود، هر دو شکل را یک واج حساب میکنیم.[۵]
این فرقها ممکن است به جایگاه صدا در واژه بستگی داشته باشد (مثل همان /k/ در آغاز یا وسط واژه) یا به لهجه و شیوهٔ صحبت کردن افراد.
پس میتوان گفت «واج» چیزی مانند طرح یا نقشهٔ پنهان صداست، و «آوا» همان چیزی است که در عمل و هنگام حرف زدن شنیده میشود.[۶]
بنابراین به توصیفی علمیتر:
دربارهٔ اینکه واج دقیقاً چیست و زبان چگونه باید در چارچوب واجی تحلیل شود، دیدگاههای مختلفی وجود دارد. بهطور کلی، واج را میتوان «انتزاع»ی از مجموعهای از صداهای گفتاری دانست که برای گویشوران زبان، یک واحد صوتی واحد به نظر میرسند. واجها بازنمایی زیرساختی صداها هستند، در حالی که تحققهای آوایی آنها ــ یعنی واجگونهها ــ همان چیزی است که در عمل شنیده میشود. هر واجگونه در جایگاه یا محیطی خاص شکل متفاوتی میگیرد، ولی این تفاوتها معنای تازهای ایجاد نمیکند. برای نمونه در انگلیسی آمریکایی، واجی که با حرف t نوشته میشود میتواند به صورت انسداد گلویی [ʔ] در cat، به صورت لرزش زبانی [ɾ] در dating، به صورت انسایشی بیواکه [t] در stick و یا به صورت انسایشی دمیده [tʰ] در tie تلفظ شود. با این حال، همهٔ اینها از نگاه گویشوران انگلیسی فقط واجگونههای یک واج واحد یعنی /t/ هستند.
اینکه کدام صداها بهعنوان واج در نظر گرفته شوند، به زبان و گویش بستگی دارد. مثلاً در انگلیسی، /n/ و /ŋ/ دو واج جدا هستند چون واژههایی مانند sin و sing را از هم متمایز میکنند (/sɪn/ در برابر /sɪŋ/). اما در زبان اسپانیایی، این دو صرفاً گونههای آوایی یک واج محسوب میشوند؛ مانند pan که ممکن است به شکل [pan] یا [paŋ] تلفظ شود، اما گویشور اسپانیایی آنها را یک واژهٔ واحد میداند. چنین تغییرهای تلفظیِ یک واج را «واجگونه» مینامند. زبانشناسان برای آوانگاری واجها از خط مورب / / استفاده میکنند و برای ثبت جزئیات دقیقترِ تلفظ (از جمله واجگونهها) از کروشهٔ [ ] بهره میگیرند. این تمایز پایهای را «واجی» در برابر «آوایی» مینامند. برای نمونه، تفاوت میان tap و tab یا pat و bat در سطح واجی مشخص میشود (/p/، /b/ و غیره)، اما شیوهٔ دقیق تلفظ /p/، مثلاً [p] در spit در برابر [pʰ] در pit، تفاوتی آوایی است و واجگونههای یک واج را نشان میدهد.
نمونهها و شیوهٔ نگارش
[ویرایش]واژههای انگلیسی cell و set توالی یکسانی از صداها دارند، جز آنکه همخوان پایانیشان فرق میکند: /sɛl/ در برابر /sɛt/ در الفبای آوانگاری بینالمللی (IPA). چون /l/ و /t/ بهتنهایی میتوانند واژههایی متفاوت بسازند، هر یک نمونهای از واجهای زبان انگلیسیاند. اینها واجهای همخوان هستند (همراه با /s/)، در حالی که /ɛ/ یک واج واکهای است. در زبان انگلیسی، املا همیشه دقیقاً با واجها مطابقت ندارد. برای نمونه، واژههای knot، nut و gnat، با وجود املاهای متفاوت، همگی دارای واجهای همخوان /n/ و /t/ هستند و تنها در واکهٔ میانی تفاوت دارند: /ɒ/، /ʌ/ و /æ/. همچنین، /pʊʃt/ نشانگر چهار واج /p/، /ʊ/، /ʃ/ و /t/ است که با هم واژهٔ pushed را میسازند.
نشانهگذاری رایانهای
[ویرایش]برای تایپ در رایانه، شیوههایی مانند X-SAMPA وجود دارد که نمادهای IPA را با نویسههای ایاسکی نشان میدهد. همچنین در توصیف زبانها ممکن است از نمادهای قراردادی متفاوتی استفاده شود. در زبانهایی که خط نوشتاریشان بر اساس اصل واجی بنا شده است، معمولاً حروف برای نمایش واجها بهکار میرود، هرچند این روش همیشه دقیق نیست، زیرا تلفظها در طول زمان تغییر میکنند و نظامهای نوشتاری قدیمی ممکن است دیگر بازنمایی دقیقی از صداهای زبان نباشند (نگاه کنید به بخش «تطابق میان حروف و واجها»).
نماد
[ویرایش]طبق قرارداد، واجها را موقع ترانویسی بین اسلش قرار میدهند، درحالیکه صداهای گفتاری (آواها) بین براکت قرار میگیرند. از این رو، /pʊʃ/ نمایشدهنده ترتیب واجهای /p/, /ʊ/, /ʃ/ برای کلمه push در انگلیسی است، و [pʰʊʃ] نمایشدهنده ترتیب آوایی صداهای [pʰ] (aspirated p), [ʊ], [ʃ] است (یعنی تلفظ معمول push).
زبان
[ویرایش]هر اجتماعِ زبانی، خواه صورتِ نوشتاری برای زبانِ خود داشته باشد یا نه، از شمارِ معدودی از واجها استفاده میکند که الزاماً مشابه واجهایِ زبانهایِ دیگر نیستند. از دیدگاهِ زبانشناسی همه زبانها واجی هستند. یعنی واجهایِ هرزبان قابل تجزیه و توصیف هستند و از تجزیه و تشخیصِ آنها تعدادِ واقعیِ واجهایِ آن زبان در یک مقطعِ زمانیِ مشخص، تعیین و روشن میشوند. تا امروز معلوم شدهاست که «زبانِ هاوایی با ۱۳ واج، کمترین واجها و گونهای از زبانهایِ قفقازی با ۷۵ واج، بیشترین واجهایِ زبانهایِ شناختهشده را دارا هستند».[۷]
در آوانویسی واجی[و ۱]واجنویسهها در داخلِ دو خط مورب / / نوشته میشوند و این سبک، برگرفته از سبکِ واجنویسیِ دنیل جونز است.[۷] در آوانویسی آوایی[و ۲] که آوانویسیای با ذکر جزئیات بیشتر[و ۳] همچون نمایش واجگونهها است واجنویسهها بین دو کروشه باز و بسته [ ] قرار میگیرند و بهطور معمول در هر دو از الفبای آوانگاری بینالمللی استفاده میشود.
تلفظ واجها نزد همهٔ گویشوران یک زبان لزوماً یکسان نیست، با این حال این تفاوتهای تلفظی به معنی وجود دو واج نیست. مثلاً [w] و [v] در زبان فارسی از لحاظ واجشناختی معادلاند، چرا که هیچ دو واژهای را (مسلماً با معنای متفاوت) نمیتوان یافت که در آنها تفاوت تنها در [w] و [v] باشد. در بعضی لهجههای فارسی «و» را [w] و در بقیه [v] تلفظ میکنند. اما همین دو صامت در زبان انگلیسی دو واج متفاوتاند چرا که جایگزینی یکی با دیگری در معنای کلمه تغییر ایجاد میکند. به جفتی حداقلی که تمایز دو واج را نشان میدهد جفت کمینه میگویند. با حسابی مشابه دو واج «م» و «ب» دو واج متفاوتاند چرا که در جفت کمینهٔ «ما» و «با» تنها با تغییر «م» به «ب» معنی تکواژ تغییر کردهاست.
واجهای فارسی
[ویرایش]در زبان فارسی ۲۹ واج وجود دارد که به دو دستهٔ واکه(مصوت) (۶ واج) و همخوان(صامت) (۲۳ واج) تقسیم میشوند.[۸]
- واکهها: /-َ/، /-ِ/، /-ُ و و/، /آ/، /ای/، /و و او/
- همخوانها: /ء و ع/، /ب/، /پ/، /ت و ط/، /ث، س و ص/، /ج/، /چ/، /ح و ه/، /خ/، /د/، /ذ، ز، ض و ظ/، /ر/، /ژ/، /ش/، /غ و ق/، /ف/، /ک/، /گ/، /ل/، /م/، /ن/، /و/، /ی/.[۷]
جستارهای وابسته
[ویرایش]پانویس
[ویرایش]- ↑ «واج» [زبانشناسی] همارزِ «phoneme»؛ منبع: گروه واژهگزینی. دفتر دوم. فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۶۴-۷۵۳۱-۳۷-۰ (ذیل سرواژهٔ واج2)
- ↑ خانلری واژهٔ «واک» را بهجای «واج» به کار میبُرد، اما امروزه واژهٔ «واج» رایجتر است و واژههای «واکه» و «همخوان» برای اشاره به «واج مصوت» (vowel) و «واج صامت» (Consonant) به کار میرود.
- ↑ سرهنگیان، حمید: شرحی کوتاه دربارهٔ واکههای فارسی (Vowels). مجله «دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریز» زمستان ۱۳۵۶ - شماره ۱۲۴. (از صفحه ۴۵۱ تا ۴۶۱).
- ↑ «phoneme» در مریام-وبستر
- ↑ کریستال، دیوید. فرهنگ زبانشناسی و آواشناسی. ترجمهٔ علیمحمد حقشناس. تهران: انتشارات سمت، ۱۳۸۳.
- ↑ کریستال، دیوید. فرهنگ زبانشناسی و آواشناسی. ترجمهٔ علیمحمد حقشناس. تهران: انتشارات سمت، ۱۳۸۳.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ همان.
- ↑ کمالیپناه (پزش)، غلامرضا: تأملی در واج. در: مجله «رشد آموزش زبان و ادب فارسی»، پاییز ۱۳۸۲ - شماره ۶۷. (از صفحه ۵۸ تا ۶۰).
منابع
[ویرایش]- خانلری، پرویز (۱۳۸۲). تاریخ زبان فارسی ج ۱ (ویراست ۲). تهران: فرهنگ نشر نو. شابک ۹۶۴-۷۴۴-۳۲۱-۸.
- نجفی، ابوالحسن (تابستان ۱۳۸۵). مبانی زبانشناسی و کاربرد آن در زبان فارسی. تهران: نیلوفر. شابک ۹۶۴-۴۴۸-۰۲۰-۱.
پیوند به بیرون
[ویرایش]
خطای یادکرد: خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «و» وجود دارد، اما برچسب <references group="و"/> متناظر پیدا نشد. ().